غلامعلى صفايى
94
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
ارادهء دعا و استقبال شده باشد ، تكرار « لا » لازم نيست ، مانند قول أبي الأسود الدؤلى كه معاويه و اهل شام را در جنگ صفين نفرين مىكند : « ألا أبلغ معاوية بن حرب * فلا قرّت عيون الشامتينا » « 1 » أ في شهر الصيام فجمعتمونا * بخير الناس طرأ أجمعينا شاهد : در عدم تكرار « لا » در مصرع دوّم است زيرا مراد شاعر از « فلا قرت » اخبار نيست بلكه انشاى دعاء به شر - نفرين - است بنابراين فعل از حيث معنا و زمان مستقبل است چون تحقق فعل دعائى در استقبال است . معناى شعر : « بدان و آگاه باش ، برسان معاويه بن أبى سفيان بن حرب را - پس هرگز چشم دشمنانى كه شاد در مصيبت ما مىشوند روشن مباد - كه آيا در ماه مبارك رمضان پس جمع كرديد ما را همراه با بهترين مردم - مراد حضرت على عليه السّلام است - كلا و تماما » . و مثل اين شعر در عدم تكرار « لا » به واسطه اينكه از فعل ماضى اراده گذشته نشده بلكه ارادهء استقبال شده ، قول شماست كه مىگويد : « و اللّه لا فعلت كذا » زيرا فعل ماضى اگر در جواب قسم آيد به معناى استقبال است و تنها فرق اين مثال با شعر قبل اين است كه « لا » در شعر در جملهء دعائيه بوده و در اينجا در جمله قسميه است . و شذّ التكرار : اصل در موارد عدم وجوب تكرار « لا » عدم ذكر مكرر آن است ، ولى گاهى اين كلمه در اين موارد به نحو بسيار كم تكرار مىشود ، مانند قول أبى خراش هذلى از شعراى مخضرم كه مسلمان شد و هنگامى كه طواف خانه خدا مىكرده است اين ابيات را مىخواند : لاهمّ هذا رابع إن تمّا * أتمّه اللّه و قد أتّما « إن تغفر اللّهمّ تغفر جمّا * و أيّ عبد لك لا ألمّا » « 2 » شاهد : در عدم تكرار « لا » بعد از دخول بر فعل ماضى « ألمّ » است در حالى كه
--> ( 1 ) - أدب الطف : 1 / 105 . ( 2 ) - شرح شواهد المغني : 2 / 625 ، شرح أبيات مغني اللبيب : 4 / 397 ، شرح ابن يعيش : 2 / 16 ، لسان العرب : 12 / 104 .